Change management consultancy - CITI
14468
home,page-template,page-template-full_width,page-template-full_width-php,page,page-id-14468,mega-menu-top-navigation,ajax_fade,page_not_loaded,,qode-title-hidden,qode-theme-ver-10.1.1,wpb-js-composer js-comp-ver-5.6,vc_responsive,mob-menu-slideout-over
 

Critical Chain Project Management

Critical Chain Project Management

 

مدیریت پروژه زنجیره بحرانی یعنی تمرکز روی منابع محدود و زمان واقعی، نه فقط ترتیب کارها. به جای اینکه فقط مسیر بحرانی (Critical Path) را دنبال کند، نگاه می‌کند کدام منابع (مثل نیروی انسانی یا ماشین‌آلات) گلوگاه هستند و برای جلوگیری از تأخیر، بافرهای زمانی در جاهای حساس قرار می‌دهد

 

ایده اصلی در مدیریت پروژه زنجیره بحرانی (CCPM)

 

  • تمرکز روی منابع محدود  : برخلاف مسیر بحرانی (Critical Path) که فقط ترتیب فعالیت‌ها را می‌بیند،  CCPM      می‌گوید منابع (آدم‌ها، ماشین‌ها، تجهیزات) همان گلوگاه واقعی هستند.
  • حذف زمان‌های اضافی پنهان: در برنامه‌های سنتی، هر نفر برای خودش زمان اضافه می‌گذارد (مثلاً می‌گوید این کار ۵ روز طول می‌کشد، درحالی‌که واقعاً ۳ روز کافی است) CCPM  . این زمان‌های پنهان را جمع می‌کند و به‌جای آن بافرهای مرکزی می‌گذارد.

 

بافرها به‌عنوان سپر: 

 

  • بافر پروژه :(  Project Buffers)   در انتهای کل پروژه قرار می‌گیرد تا از تأخیرهای کلی محافظت کند.
  • بافر تغذیه  :(Feeding Buffers) در نقاطی که مسیرهای فرعی به زنجیره بحرانی وصل می‌شوند، گذاشته می‌شود تا تأخیرهای جانبی وارد زنجیره اصلی نشود.
  • بافر منبع :(Resource Buffers) برای آماده‌سازی منابع حیاتی قبل از شروع کارشان.

 

 مثال صنعتی فرض کن پروژه ساخت یک واحد تقطیر نفت داری:

 

مسیر بحرانی می‌گوید:

 

تست → نصب → خرید تجهیزات → طراحی

 

اما CCPM می‌گوید: جرثقیل سنگین و تیم جوشکاری لوله‌ها منابع کمیاب‌اند. اگر این‌ها دیر برسند، کل پروژه می‌خوابد.  بنا بر این می بایست :

  • زمان‌های اضافی هر فعالیت حذف می‌شود.
  • یک بافر پروژه در انتهای کل زمان‌بندی گذاشته می‌شود.
  • برای کارهایی که به جرثقیل وابسته‌اند، بافر منبع گذاشته می‌شود تا مطمئن شویم جرثقیل آماده است.
  • برای مسیرهای فرعی مثل نصب سیستم برق، بافر تغذیه گذاشته می‌شود تا تأخیر برق‌کارها به مسیر اصلی ضربه نزند.

 

 در نتیجهCCPM   باعث می‌شود:

  • پروژه سریع‌تر تمام شود (چون زمان‌های پنهان حذف شده‌اند).
  • ریسک تأخیر کمتر شود (چون بافرها هوشمندانه مدیریت می‌شوند).
  • تمرکز مدیر پروژه روی گلوگاه‌های واقعی باشد، نه فقط روی نمودار

 

 تفاوت بنیادین با مسیر بحرانی (CPM)

  • CPM  تمرکز روی ترتیب فعالیت‌ها و طولانی‌ترین مسیر زمانی.
  • CCPM  تمرکز روی منابع محدود و رفتار انسانی (مثل تمایل به تعویق یا پارکینسون تایم).

 

 اصول کلیدی  CCPM

 

زمان‌های برآوردی کوتاه‌تر

 

  • به جای برآورد محافظه‌کارانه (مثلاً ۱۰ روز برای کاری که ۶ روز کافی است)، زمان واقعی‌تر داده می‌شود.
  • این باعث می‌شود پروژه سریع‌تر پیش برود.

 

بافرها به‌جای زمان‌های پنهان

 

  • زمان‌های اضافی هر فعالیت حذف و در قالب بافرهای مشخص مدیریت می‌شوند.
  • این بافرها مثل "ضربه‌گیر" هستند که تأخیرها را جذب می‌کنند. 

 

تمرکز روی منابع حیاتی

 

  • CCPM می‌گوید اگر یک منبع کمیاب (مثلاً جرثقیل یا متخصص جوشکاری) درگیر شود، باید برنامه حول آن ساخته شود.
  • این نگاه باعث می‌شود گلوگاه‌ها از قبل مدیریت شوند.

 

مدیریت رفتار انسانی

 

افراد معمولاً کار را تا آخرین لحظه کش می‌دهند (قانون پارکینسون). CCPM با حذف زمان‌های پنهان و ایجاد فشار مثبت، این رفتار را کنترل می‌کند.  

 

 جمع‌بندی

 

CCPM      فقط یک تکنیک زمان‌بندی نیست؛ یک فلسفه مدیریتی است که می‌گوید:

  • منابع کمیاب را محور قرار بده.
  • زمان‌های پنهان را شفاف کن.
  • بافرها را هوشمندانه مدیریت کن.
  • رفتار انسانی را بشناس و کنترل کن.

 

تالیف : محمدعلی مجیدیان - مدیر عامل شرکت سامان ایده 

 

 

برای دریافت خدمات تحصصی مدیریت پروژه با ما تماس بگیرید . 

 

سامان ایده محل تلاقی دانش و تجربه